مركز پژوهش كتابخانهء مجلس شوراى اسلامى (جمعى از نويسندگان)
376
گنجينه بهارستان (علوم وفنون پزشكى)
با زيادتى زبان و دهان و خشكى طبيعت و لاغرى بدن . علاجش آب جو به مرغ فربه و برّه و بزغاله و انار و سيب شيرين و هندوانه و شراب انار و عرق كاسنى ؛ و از سردى ساده مىباشد . علامتش ضعف هضم و دير گذشتن طعام از معده و تغيير آن به ترشى و نرمى طبيعت و بادناكى شكم « 1 » و بسيارى شهوت « 2 » طعام . علاجش جوارشات « 3 » حارّه « 4 » ؛ و از سردى و ترى ساده مىباشد . علامتش كمى آرزوى طعام و ميل به غذاهاى تيز و غثيان و تشنگى كاذب و آروغ ترش و نفخ در شكم پيچيدن « 5 » . علاجش تنقيه معده به قى آوردن به آب شبت و عسل و اسهال بلغم و مداومت بر نوشدارو « 6 » و جوارشات و گلنگبين ؛ و از سردى و خشكى با مادّهء سوداوى مىباشد . علامتش بسيارى آرزوى طعام و ضعف هضم و بسيارى نفخ و سوزش معده و ترشى پيش از طعام خوردن و بيرون آمدن سودا به قى ، چنانچه دندان كند شود و بزرگى سپرز . علاجش تنقيه معده به مطبوخ افتيمون و معجون نجاح « 7 » ، پس مداومت نمايند « 8 » بر مقوّيات مذكوره ؛ و از سردى و خشكى بىمادّه مىباشد و اين دير معالجه پذيرد . علاجش اشربه و اغذيهء گرم و تر و طلاهاى گرم و تر بر معده انداختن ؛ و از ترى بىمادّه مىباشد . علامتش « 9 » قلّت تشنگى و تنفّر از غذا و چيزهاى تر و ضرر يافتن از آن و بسيارى آب دهان و سرعت نزول طعام از
--> ( 1 ) . ش ، ل : بسيارى نفخ . ( 2 ) . ش ، ل : آرزوى . ( 3 ) . جوارش : معرّب « گوارش » فارسى است به معنى گوارنده ، از اختراعات حكماى فرس است و او عبارت است از تراكيبى كه مقوّى معده و محلّل رياح و مصلح اغذيه باشد ، و بعد از سرشتن ادويه با شكر و امثال آن در صحن پهن كرده پارهپاره كنند . . . مدّتى جهت مزاج او منظور نيست ؛ و متأخرين بعضى از معاجين مسهله را در تحت جوارشات ذكر كردهاند و ظاهرا موافق قانون نباشد . ( تحفه ، ص 303 ) . ( 4 ) . ش ، ل : گرم . ( 5 ) . ش ، ل : - پيچيدن . ( 6 ) . نوشدارو : معجونى است شيرينمزه ، مفرّح قلب و مقوّى معده و دوايى است كه دفع جميع آلام و جراحتها كند . ( غياث اللغات ) . ( 7 ) . معجون نجاح : مسهل سودا و بلغم غليظ جهت قولنج و امراض دماغى كه از سودا باشد ، نافع است . پوست هليلهء زرد ، پوست هليلهء كابلى ، بليلهء سياه آملهء مقشر . . . ( تحفه ، ص 1025 ) . ( 8 ) . س : + و ؛ ش ، ل : - نمايند . ( 9 ) . س ، ف : - علامتش .